تبليغاتX
.:. به سپیدی ابر ، به زلالی آب .:.
چهارشنبه 1386/10/05 ساعت 11:37
یادت هست که آن روزها چقدر از رسیدن صبح حرف می زدم. یادت هست که برای ابر سواری چه لحظه ها که چشم براه صبح ننشستم. برای دیدنش چه سیل ها که براه نیانداختم.

و آن قدر نیامد که حتی اشک ابرهای آسمان را هم در آورد. آن قدر نیامد که داشت همه جا از سردی و بی روحی پر می شد. آن قدر صبح نیامد که نزدیک بود تاریکی شب راهی به سمت دلم باز کند و آن را تسخیر کند.

باورت می شود؟! ... بالاخره صبح آمد. صبح، لحظه طلوع خوبی ها به ناگاه آمد. و من که سال ها در حسرت طلوعش در غروب غربت خویش نشسته بودم و آهنگ حسرت سر می دادم، اکنون شاهد یک تحول بزرگ خواهم بود.

اجازه ابر سواری از آسمان صادر شد. باورت می شود؟! من ابر سواری خواهم کرد ... 

نوشته شده توسط عرفان هدایت پور | لینک ثابت | عنوان:  
پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 6:41

چشمم را باز می کنم تا ببینم. ببینم آن چه را که زیبا و دلرباست. اما نگاهم را به کدام سو بچرخانم؟! کمی که فکر می کنم، می بینم جز سپیدی ابر، و زلالی آب چیز دیگری نمی تواند حس زیبائی دوستی مرا برانگیزد.

دو راه بیشتر ندارم. یا سر به آسمان بلند کنم و سپیدی ابر را ببینم و یا اینکه سر به زیر اندازم و به زلالی آب بنگرم.

انتخاب سختیست. از این در هراسم که اگر نگاه در زمین اندازم، از زلالی خبری نباشد و با آبی گل آلود روبرو گردم و من برای همیشه در حسرت زیبائی ها بمانم. اما انگار نگاه به آسمان بهتر است. چون دست انسانهای زشت سیرت و منفی نگر دیگر به ابرهای سپید آسمان نمی رسد تا آن را نیز چون آب زلال، گل آلود و ناخوشایند کنند. خیالم راحتست که هیچ کس نمی تواند ابرهای سپید آسمان را که مظهر پاکی و طهارت هستند، از من بگیرد.

این حس خوب دوست داشتن و زیبا دیدن تنها به این شرط تامین می شود که نگاهم همیشه به آسمان باشد، که اگر لحظه ای غفلت کنم و باز نگاهم به زمین بیوفتد، چشمانم باز پر می شود از زشتی ها و پلیدی ها و دلم باز پر می شود از غم و اندوه و بد بینی.

پس آسمان برای همیشه نقطه دید منست...

نوشته شده توسط عرفان هدایت پور | لینک ثابت | عنوان: نقطه دید 
دوشنبه 1386/05/22 ساعت 22:10

ابرهاي سپيد آسمان،‌ دور هم جمع شده اند. منتظر شنيدن ندايي از آسمان مي مانند. آن ها از خالق مهربان خود مثل هميشه دستور خواهند گرفت كه ببارند.
آن قدر ببارند كه حتي كساني هم كه خود را زير سايه بان كنار خيابان پنهان كرده اند، بي بهره نمانند.
آن قدر ببارند تا سياهي آسمان شهرشان را از ميان بردارند.
آن قدر ببارند تا آب زلال باران در كوچه هايشان جاري گردد.
آن قدر ببارند تا خانه هاي پر از كينه و حسدشان را در خود غرق كنند و از آنان دور گردانند.
آن قدر ببارند تا سياهي دل گناهكاران را بشويند و به پاكي و سپيدي مبدل كنند.
آن قدر ببارند تا سپيدي ابر و زلالي آب را هيچ گاه از ياد نبرند و اين پيام را به آنان برسانند كه خالقشان منتظر ديدن پاك شدن دلهايشان مي ماند.
هميشه اين ماه ها كه مي شود بيشتر از گذشته فرمان باريدن از بالا صادر مي شود. آن قدر كه حتي يك نفر هم از رحمت خالق مهربان خود بي نصيب نماند.

                                                                                 برداشت آزاد از دعای یا من ارجوه ... (دعای مخصوص ماه رجب)

دوشنبه 1386/05/08 ساعت 21:34

من حجابی بینم این ابر سفید          شمس من اندر ورایش ناپدید

گر که انوار رخش خواهی عیان          بایدش از آسمان جان، درید

نوشته شده توسط عرفان هدایت پور | لینک ثابت | عنوان: در پس ابرها ...